سرود همپای جلودار
وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
گاه سفر آمد؛ نه هنگام درنگ است / چاووش میگوید که ما را وقت تنگ است
گاه سفر شد، باره بر دامن برانیم / تا بوسهگاهِ وادیِ ایمن برانیم
وادی پر از فرعونیان و قبطیان است / موسی جلودار است و نیل اندر میان است
از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم / بانگ از جرس برخاست وای من خموشم
دریادلان راه سفر در پیش دارند / پا در رکاب راهوار خویش دارند