ترانه زنگ آخر
خواننده: شاهین زارعی، محمد بازیاری و حسین حسینی آهنگی
ترانه و موسیقی: شاهین زارعی
متن شعر این ترانه به شرح زیر است:
مادری که عشق و نونُ لقمه کرد
جونشو روونه کرد
تا با دستای کوچیکش
بنویسه اینده شو
پدری که با تموم مشکلاش
چشم ازش برنمیداشت
داشت جوونیشو میذاشت
تا ببینه خندشو
تو کلاسشون پر از امید بود
وقتی میگفتن میخوان چیکاره شن
یکی دکتر یه معلم یه پرستار
یکی بازیگر یکیشون خونه دار
ولی جای زنگ تفریح ابلیس
زنگ اخر فرشتها رو زد
«یه هدف گرفت که قربونی کنه»
مستقیما رحمت خدا رو زد
بزرگ شدن
عروس شدن
مادر شدن
همشون برباد رفت
انسانییت
مظلومیت
معصومیت
همگی از یاد رفت
روی دفترا هنوز بوی خونه مونده بود
چند تا انشا که هنوز هیچکسی نخونده بود
لقمهای که نصفه نیمه رو زمین رها شده
روح ایران انگار از تنش جدا شده
زیر اوار سکوت
روی اوار فریاد
یکی که با هر قدمش
صد دفه جون میداد
دل سنگ آب شده بود از دیدنه
مادری که کفش بچشو میدید
پدری که زیر سنگا کم کم
کل آیندشو بیرون میکشید
نظر دهید