روایت: دخترم لیاقت شهادت داشت
شهیده ماندانا سالاری،معلم کلاس اول | ![]() |
میخواهیم خودش را معرفی کند. در میان جمع مادران و پدران مینابی، معرفیها هم متفاوت است. آنها خودشان را کنار زدهاند و خود را به اسم شهیدشان نسبت میدهند. مادر شهیده ماندانا سالاری و مامان جون لیانا محمدی یکی از این مادران است. او درباره دخترش ماندانا و نوه زیبا رویش میگوید: «ما رابطه خیلی خوبی با هم داشتیم. ماندانا دختر ارشد و لیانا هم نوه ارشدم بود که رفتهاند و غبار سنگینی روی دوشم احساس میکنم. ماندانا دختری مودب، مهربان، با خدا و نجیب بود و اقعا لیاقت شهید شدن را داشت. همیشه میگفت من از شب اول قبر خیلی میترسم اگر مُردم مرا تنها نگذارید. حالا شهادت نصیبش شده و دیگر ترسی از شب اول قبر ندارد.»
مامانجون شهیده لیانا، سنش را موقع شهادت دقیق میداند «لیانا دقیقا هفت سال و 9 ماه و 9 روز داشت که شهید شد، اما همیشه بیشتر از سنش میفهمید. دوست داشت دکتر شود و توی مدرسه خانم دکتر محمدی صدایش میزدند.»
مادر شهیده ماندانا سالاری در آخرین کلامش به ما میگوید «وقتی چشمم به گنبد افتاد خیلی سخت بود؛ چون چند ماه پیش با ماندانا زیارت آمده بودیم. آن لحظه فقط از امام رضا (ع) خواستم صبر زینبی به ما بدهد و خون شهدایمان پایمال نشود.»
منبع: خبرگزاری شهر آرانیوز

نظر دهید