Skip to main content

روایت: فرزندان ما تنها سلاحشان مداد و دفتر بود

شهیده لیانا محمدی،

 8 ساله، کلاس دوم

مادر و پدری کنار یکدیگر ایستاده‌اند و عکس متفاوتی در دست دارند. عکس یک خانم معلم که همراه فرزندش در حادثه بمباران مدرسه شجره طیبه کنار هم به شهادت رسیدند. علی سالاری، عکس دخترش شهیده ماندانا سالاری و نوه‌اش لیانا محمدی را در دست دارد و از میزبانی مشهدی‌ها قدردانی می‌کند، اما با بغضی بر دل ادامه می‌دهد «همه چیز خیلی خوب بود توی این چند روز، اما آتش دلمان روز به روز شعله‌ورتر می‌شود و داغمان ساعت به ساعت بیشتر.»

سالاری ادامه می‌دهد «حالا مشهد برای من هم خاطره تلخ است و هم شیرین. تلخ، چون هر سال ما با ماشین شخصی خودمان تابستان‌ها مشهد می‌آمدیم و حالا که ما هستیم و آنها نیستند جایشان خیلی خالی است و شیرین، چون دختر و نوه‌ام زیارت مشهد را دوست داشتند. حالا در غیاب آنها دارم می‌سوزم.»

این پدر دلسوخته از آخرین زیارتش به ما می‌گوید «وقتی حرم آمدم و چشمم به گنبد افتاد فقط از امام رضا (ع) خواستم به ما و همه مردم ایران یاری کند این دشمن را نابود کنیم. دشمنی که به حال بچه شیرخوار و طفل‌های مدرسه‌ای که سلاحی جز مداد و دفترشان نداشتند رحم نمی‌کند. خدایا اینها را نابود کن تا خیالمان راحت شود.»

منبع: خبرگزاری شهر آرانیوز

نظر دهید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • Lines and paragraphs break automatically.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.