Skip to main content

روایت: دو سال آرزوی حرم داشت

شهیده سُنار سالاری،

 9 ساله، کلاس چهارم

در میان جمعیت به سراغ خانمی می‌رویم که عکس دو شهید را در دستانش دارد. او مادربزرگ دخترکی معصوم است که در حمله جنایت‌بار موشک‌های نفرین شدگان اهل زمین، نوه و دامادش را از دست داده است. عصمت حاتمی مادربزرگ سُنار سالاری است و از سفرش به مشهد می‌گوید: این سفر، خیلی خوب بود و دلم تا حدی آرام گرفت، اما جای خالی سنار و دامادم، خالی است، چون دو سال بود که سنار دائم از ما می‌خواست او را حرم ببریم، اما قسمت نشد و حالا جایشان خیلی در این زیارت خالی است.

برای این مادربزرگ داغ‌دیده، سنار رنگ و بوی دیگری داشت و دارد و ادامه می‌دهد: سنار دختر خیلی خاصی بود. پدرش او را خیلی دوست داشت و همیشه می‌گفت من هیچ وقت نمی‌خواهم از سنار جدا شوم و آخر هم با هم شهید شدند و از این دنیا رفتند.

منبع: خبرگزاری شهر آرانیوز

نظر دهید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • Lines and paragraphs break automatically.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.