هوش مصنوعی و آیندهٔ آموزش · یک تجربهٔ زیسته
هوش مصنوعی و آیندهٔ آموزش
یک تجربهٔ زیسته
تجربهٔ زیسته
دخترم باران کلاس هفتم است. در یکی از درسهایشان با نام «سبک زندگی و تفکر» تحقیقی به ایشان داده بودند، با عنوان «تأثیر زبان بدن معلم بر یادگیری دانشآموزان». از آنها خواسته بودند که هم تحقیق کنند و هم پردهنگاری (پاورپوینتی) برای ارائه فراهم کنند. باران این سؤال را به یکی از مدلهای زبانی رایج هوش مصنوعی داد. در عرض کمتر از یک دقیقه محتوایی برایش فراهم کرد؛ کاری که ممکن بود در قدیم یک محقق در عرض یک ماه هم نتواند آنچنان محتوایی را فراهم کند. به همان صورت در عرض چند دقیقه، پردهنگار (پاورپوینت) آن را هم آماده کرد. بهشدت به فکر فرو رفتم و کاملاً مردد بودم که آیا این روند خوب است یا بد؟ آیا بهضرر دانشآموز بود یا بهنفع او؟ بهراستی این موضوع فکرم را آزار میداد.
داستان ماشینحساب را برایم تداعی میکرد. آیا زمان آن رسیده است، روی برگههای امتحانی نوشته شود که استفاده از هوش مصنوعی در این امتحان بدون مانع است، یا اینکه ممنوع است؟ ماشینحساب یک ابزار بود. با ورود ماشینحساب، تا حدی هدف از آموزش ریاضیات در بخشهایی از دورهٔ ابتدایی تغییر کرد. جمع، تفریق، ضرب و تقسیم اعداد در گذشته، ابزار مهم و کاربردی در سواد قدیمی و یادگیری آن برای همه لازم بود، حتی اگر شخص کاسب نباشد و تجارت نکند. اما با وجود ماشینحساب محاسبة ضرب و تقسیم چقدر ضرورت پیدا میکرد. چقدر ضرورت دارد که مدتزمان زیادی صرف شود تا مسائل با اعداد اعشاری فیزیک به صورت دستی حل شوند؟ آیا واقعاً این همه وقت گذاشتن ضرورت دارد؟ دقیقاً این پرسش را درمورد هوش مصنوعی، نه در آیندهای نزدیک بلکه هماکنون باید پرسید و جوابی برای آن یافت؛ در غیر این صورت آموزش درجازدن را تجربه میکند. برنامهریزان باید این پرسشها را خیلی جدی بگیرند و به دنبال راهحلی برای آن باشند.
خواستن از هوش مصنوعی
هوش مصنوعی اینک همه چیز را تحت تأثیر خود قرار داده است. کلیت برنامۀ درسی، محتوای آموزشی، هدف آموزش، ارزشیابی و سایر دیگر اجزای برنامۀ درسی تحت تأثیر ابعاد متفاوت هوش مصنوعی قرار گرفتهاند. وقتی دانشآموز هر سؤالی را که از هوش مصنوعی میپرسد در عرض چند ثانیه میتواند پاسخش را بیابد، آیا لزومی به اتلاف وقت او هست؟ درواقع اولین چیزی که در اینجا مهم است سؤالها یا دستور (پرامپتهایی) است که به هوش مصنوعی داده میشود. در این فضا، خوب سؤالپرسیدن اهمیت پیدا میکند. دانشآموزان و پژوهشگران در هر سطحی اولین چیزی که باید یاد بگیرند «خوب سؤالپرسیدن» یا «خوبخواستن» است.
دیگر مثل قدیم نیست که بگویند «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است»، از این کلیشه باید گذشت. ندانستن هم دیگر عیب نیست و هر چیزی را که نمیدانی، در زمان بسیار اندکی میتوانی بدانی. «خوبپرسیدن» مهم است.
اینجاست که بهیاد شعر مولانا میافتم که «هم سؤال از علم خیزد هم جواب». دیگر همان قسمت اول آن کافی است. امروزه در عصر هوش مصنوعی «سؤال از علم خیزد» و «جواب از فناوری» میآید. شرایط بهراستی بسیار دگرگون شدهاست. فرهنگمان تحتتأثیر قرار گرفته است. چندبار از هوش مصنوعی سؤال پرسیدم، شک کردم که باید از همان سؤال اول «سلام» کنم یا خیر؟ بعد هم اینکه از واژه «لطفاً» استفاده کنم؟ پس از دو یا سه بار پرسیدن، ناخودآگاه احساس کردم که دیگر سؤال پرسیدن بیش از اندازه برایم خجالتآور است، چون انگارههای ذهنیام، با قالب سنتی رشد کردهاند. اما این هوش مصنوعی بهتدریج و خیلی آرام همۀ انگارههای ذهنیام را پاک میکند و قالب ذهنیام را عوض میکند.
دانشآموزی که با این قالبها بزرگ میشود و به اصطلاح «بومی دیجیتال» و «بومی هوش مصنوعی» است بعید است که با ورود به دنیای واقعی دیگر «سلام و احترام» را بتواند بیان کند.
از بوی دیجیتال تا بوی هوش مصنوعی
من سنتی ارزشهای دنیای واقعیام را در ذهنم در مواجهه با فناوری دارم؛ اما دانشآموز امروزی و شهروند آینده ارزشهای دنیای فناوری را با خود به دنیای واقعی میآورد.
آیا هوش مصنوعی میتواند در این راستا هم گام بردارد؟ بهنظر میرسد که میتواند.
چالشهای اخلاقی ناشی از هوش مصنوعی
یکبار از یکی از مدلهای هوش مصنوعی پرسیدم که آیا قویتر و برتر از شما وجود دارد؟ تقریباً میتوانم بگویم بهزبان عامیانه «منو پیچوند» و این یک هشدار جدی است. اینکه بتواند دروغ بگوید، خودخواهی و سایر ویژگیهای شورانۀ بشر را داشته باشد. این بهمعنای نابودی آیندۀ بشر است.
⚠️ سناریوی هشداردهنده: یکی از آیندهپژوهان مشهور دنیا سناریویی را بیان میکند بدین مضمون که یکبار از یک نسخۀ قدیمی هوش مصنوعی خواستند تا وارد یک وبگاه (سایت) شود که نیاز به کد امنیتی (کیپچا) داشت. آن نسخۀ قدیمی هوش مصنوعی بهطور مستقیم امکان ورود نداشت و بهدنبال راهی برای حل مشکل خود میگشت. در جستوجو برای راهحل، بهسراغ وبگاههای کاریابی رفت و در آنجا از متقاضیان کار خواست که این کد امنیتی را برای او وارد کنند. فردی را پیدا کرد، اما وی بهدلایل اخلاقی از این کار امتناع ورزید. هوش مصنوعی به وی گفته است: «من نابینا هستم و امکان استفاده از بخش صوتی در این وبگاه وجود ندارد. اگر ممکن است به من کمک کنید». درواقع با این ترفند، فردی را متقاعد کرده است که این کار را برایش انجام دهد، یعنی رفتاری شبیه انسانهای شرور.
درواقع بخش ترسناک ماجرا همین است! در همان تجربۀ زیستۀ خودم هم، همان هوش مصنوعی پس از کلی تمجید و تغییر از قابلیتهای خودش جواب صریحی به من نداد که آیا برتر از وی وجود دارد یا خیر. همین است که آیندۀ هوش مصنوعی، آیندۀ انسانها را ترسناک میکند. برنامهریزان و معلمان همه و همه باید این مخاطرات را درک کنند.
واقعبینانه با هوش مصنوعی
در هر صورت در ارتباط با هوش مصنوعی باید عوامزدگی را کنار گذاشت؛ نه بزرگنمایی کرد و البته نه کوچکنمایی؛ بلکه با راهبرد واقعبینی باید جلو رفت.
بسیاری سؤالهای دیگر هنوز باقی است. هوش مصنوعی تا کجا پیش میرود؟ آیا بمبهای ویرانگر اتمی را باید به هوش مصنوعی سپرد؟ ساخت فیلم، تقلید صدا، تصویر و انواع سوءاستفادههای دیگر را چگونه باید محدود کرد؟ اخلاق فناوری و اخلاق هوش مصنوعی را چگونه باید تدوین کرد؟ امروزه هوش مصنوعی در عرصة پژوهشی به رسمیت شناخته شده است و بهعنوان یک دستیار، حتی در مقالههای معتبر بینالمللی میتوان به آن اشاره کرد. در صورت شفافیت در ارتباط با استفاده از آن قطعاً در آینده مجلههایی با کمک هوش مصنوعی منتشر میشوند. حتی ممکن است بخشهایی از مجلهها به هوش مصنوعی و مقالههای حاصل از آن اختصاص یابند، یا شاید بهعنوان نویسندۀ اول یا دوم مطرح شود.
در عرصة آموزشی هم میتوان بهضرس قاطع گفت هوش مصنوعی جای بسیاری از معلمان «عادی» را خواهد گرفت (بهتعبیر کوهن) و تنها معلمان بزرگ و متفاوت در عرصة تنازع با هوش مصنوعی باقی خواهند ماند.
🤔 پرسش بنیادین: هوش مصنوعی براساس تعبیر هوش بهمفهوم عملیاتی حلمسئله است اما این مدلهای زبانی، لااقل اکنون فاقد آگاهی و خودآگاهی هستند. هوش مصنوعی قابلیت حلمسئله را دارد، اما به خودآگاهی و فراشناخت دست نیافته است. آیا این موضوع نمیتواند مبنایی باشد برای رسالت آموزشوپرورش که باید به تقویت آگاهی و خودآگاهی افراد پرداخت؟ آیا «مبنای زندگی» در قلب آموزش و تعلیموتربیت آینده جای نمیگیرد؟ آیا اخلاق و منش موضوع عملی آیندۀ تعلیموتربیت نیستند؟
شاید لازم باشد سواد هوش مصنوعی و سواد خوبزیستن را پرورش دهیم و در زمرۀ اهداف آموزشی قرار دهیم. در عصر هوش مصنوعی آموزش، منش و شخصیت اهمیت مییابد. مارتین لوتر کینگ که بهدنبال آموزش فکر و آموزش شخصیت بود. یکی از بزرگان عرصۀ فناوری و مدیران ارشد بینالمللی میگویند: یکی از اشتباهات زندگیام این بود که بهجای «شخصیت» به «استعداد» افراد توجه کردم.
هرچه هست امیدوارم معلمان بهتأمل واداشته شوند که کدام یک از معلمان در عصر هوش مصنوعی باقی میمانند؟ در کارزار و تنازع بقا میان انسان و هوش مصنوعی کدامیک پیروز میشوند؟
📌 پینوشت: 1. Prompt | 2. Linux
رشد آموزش فیزیک · دورهٔ چهل و یکم · شمارۀ 1 · پاییز 1404 · فناوری آموزشی
نظر دهید