Skip to main content

شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی با زندگی ما چه می کنند؟

 

این مقاله بر اساس مستند «تنگنای (دوراهی) اجتماعی» و با توجه به اطلاعات واقعی نوشته شده است. در این مقاله می‌خواهیم به شبکه‌های اجتماعی و بستر (پلتفرم)‌ها از دید طراحان آن‌ها نگاه کنیم. این مقاله به شبکه‌های اجتماعی از دیدی می‌پردازد که ما هیچ‌گاه به آن توجه نمی‌کنیم. می‌خواهیم نگاهمان را به پشت پرده شبکه‌های اجتماعی ببریم. آنجا که طراحان و تصمیم‌گیرندگان شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و برای دنیای مجازی تصمیم می‌گیرند. می‌خواهیم نگاه عمیق‌تری داشته باشیم و به عمق تغییراتی نفوذ کنیم که این شبکه‌ها ایجاد می‌کنند. ابزارهای جدید مانند شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها اتفاقات خارق‌العاده‌ای را در جهان سبب شده‌اند. اما در سرتاسر دنیا به خاطر این برنامه‌‌ها، تغییرات سامان‌مند معناداری در حال وقوع هستند. ممکن است ما به تغییرات ناشی از برنامه‌‌ها ساده‌لوحانه نگاه کنیم، اما لایه‌های عمیق‌تری در باره این شبکه‌ها وجود دارند که حتی طراحان آن‌ها متوجه نیستند یا در آینده متوجه اثرات و تبعات آن‌ها می‌شوند.

 

دو سؤال مهم

سؤال مهم اول این است که آیا در طراحی این برنامه‌ها مسائل اخلاقی و انسانی و تغییرات اجتماعی مثبت یا منفی هم دیده می‌شوند یا نه؟

آیا شرکت‌های طراحی این برنامه‌‌ها مانند هر شرکت دیگری فقط به فکر سود اقتصادی هستند یا متوجه عواقب اجتماعی و انسانی کارهای خود نیز می‌شوند؟

آیا این شبکه‌ها فکری برای اعتیاد مجازی کرده‌اند؟ یا اعتیاد مجازی برای آن‌ها سود بیشتری به دنبال دارد و به همین دلیل، شبکه‌های خود را طوری طراحی می‌کنند که باعث افزایش اعتیاد مجازی شود؟

سؤال مهم دیگر این است که آیا طراحان این شبکه‌ها متوجه تغییراتی اساسی که در جامعه ایجاد می‌کنند هستند؟

باید بگوییم بله تا حدودی و البته با گذشت زمان.

در مستند تنگنا (دوراهی) اجتماعی که نت‌فلیکس ساخته است، بسیاری از کارمندان رده‌بالا، برنامه‌نویسان اصلی و خبره شرکت‌های بزرگ فناوری مانند متا، گوگل و توییتر در باره معضلات شبکه‌های اجتماعی و جهانِ در حال تغییر ناشی از آن‌ها صحبت کرده‌اند. آن‌ها گفته‌اند که شبکه‌های اجتماعی در کنار مزایای زیادی که دارند، مشکلات فراوانی به وجود آورده‌اند: مانند اعتیاد مجازی، حباب اطلاعاتی، افسردگی‌های ناشی از قضاوت‌های شبکه‌ای، قطبی‌کردن جامعه، افراط‌گرایی، بی‌حرمت‌کردن بسیاری از چیزها، و پوچ‌کردن همه‌چیز.

موضوع اصلی این است که طبق گفته این افراد، این شرکت‌ها به اصلی‌ترین مسئله‌ای که توجه می‌کنند، تولید پول است. درآوردن پول اصلی‌ترین دغدغه این شرکت‌هاست که اتفاقاً باعث می‌شود بسیاری از مسائل انسانی و اخلاقی نادیده گرفته شوند.

 

غول‌های فناوری به دنبال چه هستند؟

شرکت‌های گوگل و فیس‌بوک از ثروتمندترین و موفق‌ترین شرکت‌ها در طول تاریخ هستند و کارمندان به‌نسبت کم و در عوض ثروت زیادی دارند. به نظر شما این ثروت چگونه به دست می‌آید؟

مسئله اصلی این است که این شرکت‌ها برای جلب‌توجه کاربران با هم رقابت می‌کنند. آن‌ها هر کاری می‌کنند تا کاربران زمان بیشتری را در این شبکه‌ها باقی بمانند و از این راه پول به دست می‌آورند. چون باید تبلیغات بیشتری بفروشند، تعداد پسندها (لایک‌ها) و یادداشت (کامنت)‌های بیشتری جذب کنند و بازدیدهای بیشتری داشته باشند. این امر باعث اعتیاد مجازی افراد و کاربران می‌شود، ولی اعتیاد مجازی فقط یکی از موارد نگران‌کننده است.

 

آیا شبکه‌های اجتماعی اعتمادبه‌نفس ما را نشانه گرفته‌اند؟

این نرم‌افزارها اعتمادبه‌نفس افراد و عزت‌نفس افراد را نشانه می‌گیرند. نوع انسان این‌طور تکامل پیدا کرده است که نظر اطرافیانش برایش مهم است. ولی این اطرافیان در حالت عادی حداکثر 10تا20 نفر هستند. ما این‌طور تکامل پیدا نکرده‌ایم که 10 هزار نفر در باره ما نظر بدهند. فردی که عکس خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذارد، به‌خصوص اگر کم‌سن و سال باشد، نگران نظردادن افراد بی‌شماری در باره خود می‌شود. فرض کنید تعداد زیادی او را مسخره کنند یا چهره او را نپسندند. چنین فردی دچار چه معضلی می‌شود؟

با اینکه این یک محبوبیت خیالی و مجازی است، اما افراد آن را واقعی فرض می‌کنند و با واقعیت اشتباه می‌گیرند. آمار می‌گوید، افسردگی بین دختران نوجوان آمریکایی در سال‌های بین 2011 تا 2013 به‌شدت زیاد شده است و روند رو به رشدی به خود گرفته است. آمار خودکشی نیز همین روند را از حدود سال 2011 پیدا کرده است.

از طرف دیگر، کارهای مفید بین دختران آمریکایی کاهش پیدا کرده است و روابط عاطفی و دوستانه آن‌ها کم شده است. سال‌های شروع این اتفاقات با ظهور شبکه‌های اجتماعی منطبق است. می‌توان گفت، ازبین‌رفتن عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس در اثر کارکردهای شبکه‌های اجتماعی در دنیای مجازی باعث تغییر واقعی یک نسل در دنیای واقعی شده است. این را هم باید در نظر بگیریم که هر نوجوان آسیب‌دیده، یک خانواده را درگیر و آسیب‌دیده می‌کند.

نسل جدید بر اثر این تغییرات مضطرب‌تر، شکننده‌تر و افسرده‌تر هستند. پذیرش خطرپذیری (ریسک) در آن‌ها بسیار پایین است.

 

شبکه‌های اجتماعی چگونه بر ذهن ما تأثیر می‌گذارند؟

هر نوجوانی به هنگام ناراحتی، تنهایی، ترس یا بلاتکلیفی به اینترنت و شبکه‌ها پناه می‌برد. اینترنت برای او نوعی آرام‌بخش دیجیتال است، ولی در درازمدت توانایی ذاتی و درونی انسان را برای مقابله با شرایط گفته‌شده سرکوب و انسان را ضعیف می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی شصت‌هزار متن و رنگ را روی افراد آزمایش می‌کنند تا بفهمند بهترین راه تحت اختیارگرفتن تن و دست‌کاری ذهن افراد چه چیزی است؟ این گونه‌ای کاملاً جدید از قدرت و تأثیرگذاری است. روش‌های استفاده‌شده به‌منظور به بازی‌گرفتن توانایی‌های مردم برای معتادکردن افراد یا تأثیرپذیرکردن آن‌ها با تمام رسانه‌هایی که در گذشته وجود داشته‌اند، بسیار متفاوت هستند. این تغییرات برای رسانه‌ها بسیار سریع هستند و حتی اگر ما بتوانیم با تغییرات فناوری، (خوب یا بد) همگام شویم، رشد این فناوری‌ها سریع‌تر از آن است که بتوانیم خودمان را با آن‌ها منطبق و همراه کنیم.

 

آیا ذهن می‌تواند خود را با شرایط دنیای مجازی و رایانه‌ای وفق دهد؟

حال که ما در مقابل فناوری با سرعت تغییر فوق‌العاده‌ای قرار گرفته‌ایم که هزاران مهندس و هزاران ابررایانه آن را پیش می‌برند، ذهن ما چه می‌کند؟ ذهن آدمی در طول زمان شرایط ثابتی داشته است و نمی‌تواند با این تغییرات به‌سرعت هماهنگ شود.

پس باید بدانیم، ذهن ما در مقابله با این مهندسان و هزاران ابررایانه مغلوب می‌شود. در نهایت این هوش مصنوعی است که جهان را به پیش می‌برد. هوش مصنوعی همه‌چیز را در باره ما می‌داند. در مقابل، ما از عملکرد آن چیزی نمی‌دانیم و قدرت رقابت و دراختیارگرفتن آن را نداریم.

 

حباب اطلاعاتی چیست و رسانه‌ها چگونه آن را ایجاد می‌کنند؟

فرض کنید افراد وقتی در باره آب‌وهوا در گوگل جست‌وجو می‌کنند، برای هر فرد بسته به علاقه‌مندی او و جست‌وجوهای قبلی‌اش و جایی که زندگی می‌کند، نتیجه خاصی نشان داده می‌شود. مثلاً حتی ممکن است به یک نفر گفته شود نباید به طبیعت بروید، ولی به دیگری گفته شود باید طبیعت‌گردی کنید.1

به این ترتیب، گوگل برای شما یک حباب اطلاعاتی به وجود می‌آورد. زیرا اطلاعات هر چیز را متناسب با جست‌وجوی قبلی‌تان به شما نشان می‌دهد، نه اینکه نظرات متفاوت را به شما نشان دهد. تا جایی که ممکن است، شما فکر کنید افراد با عقاید مخالف شما چقدر می‌توانند احمق، نادان و ناآگاه باشند. چون شما به‌طور مرتب توسط اطلاعاتی در جهت عقایدتان تقویت و در عقایدتان راسخ‌تر می‌شوید.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به این شکل می‌توانند شما را به باورهای غلطی راهنمایی کنند. از طرف دیگر، وقتی شما می‌بینید افراد زیادی از این عقیده غلط پیروی می‌کند، بیشتر و بیشتر آن را باور می‌کنید (مانند اعتقاد به تخت‌بودن زمین یا اعتقادات ضدواکسن). شبکه‌های اجتماعی افراد هم‌عقیده را دور هم جمع می‌کند و حبابی اطلاعاتی برای آن‌ها می‌سازد (مانند افراد پیشنهادشده در اینستاگرام برای دنبال‌کردن)

 

شکاف و ‌قطبی‌شدن جامعه معلول شبکه‌های اجتماعی

حباب اطلاعاتی در نهایت به شکاف در جامعه و ‌قطبی‌شدن آن، ‌قطبی‌شدن افراد و در مقابل هم قرار گرفتن افراد جامعه منجر می‌شود. در واقع این تضادها به مصرف بیشتر رسانه‌ای و دیده‌شدن بیشتر شبکه‌های اجتماعی کمک می‌کند که برای مدیران شبکه‌های اجتماعی سودآور است.

طبق تحقیقات انجام‌شده، چون این موارد جذاب‌ترند، بیشتر توسط افراد دیده، شنیده و خوانده می‌شوند و این باز هم به نفع شبکه‌های اجتماعی و صاحبان آن‌هاست. به این مدل می‌گویند «ضداطلاعات برای پول». این مسئله در کرونا به وضوح دیده شد که چطور اطلاعات غلط ولی هیجان‌انگیز در سراسر دنیا پخش و باعث می‌شدند جان مردم به خطر بیفتد؛ اطلاعاتی از این دست که سیگار یا مواد مخدر ضدکرونا هستند یا مواد شوینده کرونا را دفع می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی طوری طراحی شده‌اند که این شایعات را که جذاب هستند پخش کنند تا بیشتر مصرف شوند، بیشتر دیده شوند و پسند (لایک) و یادداشت (کامنت) بیشتری دریافت کنند.

دروغ و شایعه همیشه وجود داشته است، ولی موضوع اصلی این است که برنامه‌‌ها زمینه را برای باورپذیرکردن روایت‌های آلوده دروغ، بدون نیاز به پول زیاد، فراهم کرده‌اند. در واقع کفه ترازوی شبکه‌های اجتماعی به سمت اطلاعات نادرست کج است، به‌طوری که بعد از مدتی مردم نمی‌دانند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ این موضوع در نهایت سرگردانی و بی‌اعتمادی مردم و جامعه را در پی دارد.

در این صورت ما به قبیله‌هایی جدا از هم تبدیل می‌شویم؛ افرادی که تمام اطلاعاتش را از شبکه‌های اجتماعی که نظرات او را تأیید می‌کنند، کسب می‌کند.

 

پی‌نوشت‌ها

1.  حتی کسانی که در اینترنت وبگاه دارند و در این مورد مهارت دارند نیز می‌توانند نتایج جست‌وجوی گوگل را متفاوت کنند. یعنی کاری کنند که شرکت و وبگاه آن‌ها در جست‌وجوی گوگل بالا بیاید. بنابراین، نتایج گوگل یک نتایج دست‌کاری‌شده است.

 

نظر دهید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • Lines and paragraphs break automatically.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.