ما از نسل های چهارم و پنجم هستیم
نوآوری در ارائه ی تکلیف
تاکنون چه تصویری از مدرسه ی تحولی در ذهن شما شکل گرفته است؟ آیا مدرسه ی تحولی را مدرسه ای می دانید که رویکردی مسئله محور را برای خودیادگیری دانش آموزان، مبتنی بر رویکردهای شناختی و برساختی، طراحی و پیاده سازی می کند؟ آیا آن را مجموعه ای از معلم کارآفرینانی می دانید که تلاش دارند مدرسه ای را مبتنی بر گام های خودیادگیری برای هر دانش آموز، به طور اختصاصی، طراحی و اجرا کنند؟ مدرسه ی تحولی هم مدرسه است و هم شتاب دهنده. مدرسه ای است که به خودیادگیری دانش آموزان فکر می کند و شتاب دهنده ای است که معلم کارآفرینان را برای ساخت مدرسه ای جدید هم پیمان می سازد. تا اینجا از رویکرد یاددهی یادگیری این مدرسه، از گام هایش در تولید موقعیت های خودیادگیری، از روش هایش در ساخت بازی ها، قصه ها، اردوها و رویدادها و از دنیای معلمانش و رابطه های مبتنی بر دوستی شان برای شکل دهی به مدرسه سخن گفته ایم. با این حال، به زعم نگاه برخی از خوانندگان، هنوز شاه بیتی هست که از آن پرده برنداشته ایم؛ «چطور می شود این همه تنوع، در نگاه و رویکرد، در این مجموعه در کنار هم قرار بگیرند؟» برای این سؤال نیز پاسخی داریم؛ این مدرسه مدرسه ای با بهره گیری از فناوری های نسل چهارم است؛ یعنی مدرسه ای ایرانی مبتنی بر فناوری هوش مصنوعی و اینترنت اشیا. مدرسه ی تحولی، تصویری جدید از مدرسه است که به زودی متولد می شود و این همان شاه بیتی است که با وجود همه ی ابهامات، قطعی نشدن ها و سختی های مسیر، همه را در کنار هم قرار می دهد.
مدرسه ی نسل چهارم چیست؟ چه تصویری از آن برای همراهان این مجموعه شکل گرفته است؟ چگونه آن تصویر را خواهند ساخت؟ جالب است که هرگاه مدرسه ی امروزی تحلیل می شود، ردپایی از عصر صنعتی و شکل گیری مدرسه، هم زمان با عصر صنعتی، نیز دیده می شود. صنعت امروز، در حال گذار از نسل چهارم خود به عصر پنجم است و انتظار می رود همگام با آن، محصولات و خدمات دنیای پیرامون انسان ها نیز در حال گذار از نسل چهارم به نسل پنجم باشند. بدیهی است که برای برقراری ارتباط با واژه ی نسل چهارم، لازم است ابتدا به بازخوانی منشأ این واژه بپردازیم.
صنعت در نسل اول خود، پس از تولید موتور نیروی بخار، توانست دستگاه هایی را بسازد که بتوانند به جای نیروی بدنی انسانی و حیوانی قرار بگیرند و تولید را ساده، سریع و قابل برنامه ریزی کنند. دستگاه هایی که ابزارها را روی سطح میزها ثابت می کردند و قطعاتِ نیازمند تغییر، روی سطح میز و از یک دستگاه به دستگاه دیگر حرکت داده می شدند. صنعت در نسل دوم توانست، با نیروی الکتریسیته، کارخانجات خود را به دستگاه هایی مجهز کند که بتوانند با بهره وری بالاتر در مقیاس وسیع تری کار و تولید انبوه را امکان پذیر کنند. ظهور رایانه ها و امکان پردازش داده ها امکان ساخت دستگاه های برنامه پذیر را فراهم کرد. کارخانه ها به دستگاه هایی مجهز شدند که به واسطه ی آن ها نیروی انسانی فقط نقش تغذیه و تخلیه دستگاه ها را نداشتند، بلکه با زبان دستگاه، برنامه ی کاری آن ها را تنظیم می کردند. بنابراین در نسل سوم صنعت، روبات ها نیز ساخته شدند تا جایگزین برخی از کارهای تکراری یا حساس کارورها (اپراتورها) شوند. تجربه ی انسان با زبان رایانه گسترش پیدا کرد و نسل چهارم صنعت متولد شد. در صنعت نسل چهارم، نیروی انسانی در جایگاه طراحی و برنامه ریزی قرار گرفت و نرم افزارها آن قدر وسعت یافتند تا رابطه ی همه ی دستگاه ها را روی مواد اولیه تا محصول نهایی مدیریت کنند، به گونه ای که همه ی مواد در خط تولید انبوه شخصی سازی و مبتنی بر رمزینه ها (بارکدها) و حسگرها (سنسورها)، با منطق اینترنت اشیا ردیابی و هدایت شوند تا تقاضایی که از مشتری شروع شده است با حداکثر شاخص های شخصی سازی شده به مشتری برسد. نسل پنجم صنعت را نسلی هوشمندتر می نامند که مبتنی بر پیش بینی ها و ترجیحات افراد برنامه ریزی می شود.
هم زمان با صنعت نسل های چهارم و پنجم، محصولات و خدمات دنیای پیرامون ما نیز، مبتنی بر زبان رایانه و اینترنت اشیا، هوشمند شده اند. امروز انتظار دوری نیست که ماشین ها خودران باشند و خودشان برنامه ی پرکردن (شارژ) انرژی و تعمیر و نگهداری خود را پیگیری کنند و با اتصال به تقویم کاری و تفریحی سرنشین اصلی آن، برنامه ی سفرهای درون شهری و برون شهری وی را برنامه ریزی و اجرا کنند. انتظار دوری نیست که فرودگاه ها تمام هوشمند باشند و انسان ها با کارت های هویتی خود، همچون اینترنت اشیا، از مراحل متعدد فرودگاهی با خدمات تمام خودکار عبور کنند.
همین برنامه را می توان برای یک کتابخانه ی هوشمند نیز به تصویر کشید، به گونه ای که فردی بتواند از طریق جست وجو در رایانه، موقعیت کتاب خود را در مخزن پیدا کند و کتاب را با سامانه ی خودکار رمزینه ها به کارت خود تخصیص دهد و آن را از کتابخانه خارج کند و به صورت مشابه، در زمان مقرر به کتابخانه باز پس دهد. چنین کتابخانه ای حتی فراتر، فهرستی از کتاب های مرتبط به شما پیشنهاد می دهد و شما را به دنیای مبتنی بر نیازها و علایقتان هدایت می کند. امروز خرید از فروشگاه تمام خودکار مبتنی بر نیاز شما، یک تجربه ی معمولی محسوب می شود.
در کنار این همه تجربه ی محصولات و خدمات مبتنی بر اینترنت اشیا، سؤال این است: «مدرسه ی مبتنی بر نسل های چهارم و پنجم فناوری چگونه است؟» «چطور می شود در عصری زندگی کرد که همه ی محصولات و خدمات و فرایندهای تولید آن ها با فناوری های نسل های چهارم و پنجم صنعت هماهنگ باشند، ولی مدرسه ها همان شکل سنتی پیشین را داشته باشند و همچنان به شکل سنتی اداره شوند؟» «آیا می توان کودکان نسل امروزی را که به کودکان نسل زد معروف هستند، در مدرسه های نسل های اول تا سوم، حول یادگیری نگاه داشت؟» «چه کسب وکارهایی برای شکل گیری مدرسه های نسل های چهارم و پنجم لازم هستند؟» «کدام یک از فناوری های نسل چهارم به مابقی اولویت دارند؟»
مدرسه ی مبتنی بر نسل های چهارم و پنجم فناوری را باید مدرسه ای دانست که مبتنی بر گام های خودیادگیری هر فرد، ترکیبی از علاقه و نتیجه ی عملکرد او را در زمینه ی استعدادی اش تشخیص و مسیر پرورش آن را برای وی به صورت منحصربه فرد پیشنهاد می دهد. سپس به برنامه ریزی و مدیریت در این زمینه می پردازد. هر فرد اعم از کودک و نوجوان، در مدرسه ی نسل چهارم و پنجم، یک انسان منحصر به فرد و مدرسه یک مجموعه ی انبوه شخصی سازی شده است که مسیر رشد و پرورش هر فرد را متناسب با وی طراحی می کند و توسعه می دهد.
ما انتظار نداریم در مدرسه ی نسل های چهارم و پنجم، دانش آموزان بر اساس سن به کلاس های ثابت پایه ای تخصیص پیدا کنند و در برنامه ی هفتگی اجباری چیده شده، بر اساس ساعت های حضور معلم ها، در آن کلاس ها قرار بگیرند. به عکس انتظار داریم هر دانش آموز، بر اساس شرایط خود یا گروه دوستانه ی خود، در موقعیت های گوناگون یادگیری قرار بگیرد و خودیادگیری خود را بسازد. اگر رابطه ی موقعیت های یادگیری با اهداف حداقلی موردانتظار از هر پایه ی درسی مشخص باشد و مجموعه بتواند نقش نظارت، ارزشیابی و هدایت خود را بر اساس عملکرد هر دانش آموز پیش ببرد، آزادی انتخاب در اختیار دانش آموز قرار می گیرد. توسعه ی این مجموعه به این معناست که موقعیت های یادگیری در رابطه با ساحت های تربیتی و از درون زندگی روزمره ی هر دانش آموز تعریف شود تا دانش آموز به معنای واقعی، ضرورت ارتقای مهارتی، دانشی و بینشی خود را برای ارتقای زندگی خود و اطرافیانش درک کند و بشود همان متربی که هم موقعیت خود و هم موقعیت دیگران را در مسیر جامعه ی صالح بهبود می دهد. حالا نوبت آن است که فناوری های نسل های چهارم و پنجم، مدرسه را در قالب شهری برای کودکان و نوجوانان درآورند که قرار است در حالی که موقعیت های زندگی روزمره را برای آن ها در درون ساختمان خود فراهم می کند، متصل کننده ی آن ها با سازوکارهای زندگی اجتماعی در درون جامعه باشد. اتاق های مدرسه، به جای کلاس های پایه ای، واحدهای کاری مثل خبرگزاری، درمانگاه، ورزشگاه، رستوران، بانک، بیمه و دیگر واحدهایی هستند که هر انسانی در روز با آن ها سروکار دارد. کودکان در این شهر هم خدمت می گیرند و هم خدمت می دهند و در این مسیر، روی گام های خودیادگیری خود حرکت می کنند.
در چنین مدرسه ای نوآفرین های (استارتاپ های) آب و آینه هر کدام مسئول یک یا چند اتاق می شوند تا با به کارگیری فناوری های واقعیت مجازی و افزوده و بازی وارسازی، بخش هایی از زیرساخت های جورچین نظارت، ارزشیابی و هدایت را توسعه دهند. در این میان تک قصه های معلم کارآفرینان این مدرسه، از دریچه ی نسل های چهارم و پنجم فناوری، مدرسه را به شهر دانش آموزان تبدیل می کند.
- رشد آموزش ابتدایی - شماره 7 - فروردین ماه 1403
نظر دهید